فردا روز ازمایشمه روز سرنوشتمه...چند روزه که نه درست خوابیدم و نه لحظه ای ارامش داشتم....
طفلی همسری رو هم دیوونه کردم...بسکه گفتم یعنی چی میشه....بسکه دلم میگیره...
حال و احوالم سینوسی شده....یه روز خوب و مثبتم یه روز خیلی افتضاح و منفی....
دیروز افتضاح بودم...میخواستم برم ازمایش بدم ولی همسر جان مخالفت کرد...گفت بذار همون پنجشنبه میریم...
راستش خودمم ترسیدم....از چیزی که قراره دستم بدن ترسیدم....
بهم نگید چرا منفی هستم و دارم منفی فکر میکنم...واقعا دست خودم نیست و نمیدونم چرا همه ی حسم میگه ازمایشم منفیه...یعنی فقط ده درصد امید به مثبت بودنش دارم....
اون امیدمم فقط به خاطر بزرگی خدا و اینکه معجزه ش رو شامل حالم کنه هست....
خب اگه اوضاع خوب بود بی بی چک 2 روز پیشم تا حدودی مثبت میشد...ولی دریغ از یه هاله کمرنگ...
بدنم به امپول هپارین حساسیت داده و پیرمو دراورده....چهار تا مارک عوض کردم ولی خب هیچ کدوم نمیسازه بهم...
مارک اولی (کلوتین)که گرفتیم بدنم کهیرای وسیع و شدیدی زد که فوق العاده اذیت شدم....انگار ابجوش ریختن رو شکمم...بقدری خارش میگرفت که شبها فقط با یخ گذاشتن رو شکمم و کهیرامم خوابم میبرد....وگرنه انقدر میخاروندم که خون بیاد...
مارک دومی(کیمی دارو) رو که تزریق میکنم انگار داره اعصاب اون قسمت از بدنم رو فلج میکنه و ورم میکنه...درد شدیدی هم داره که اشکم رو درمیاره....
مارک سومی (البرز دارو) و چهارمی (هپارودیک) رو هم که میزنم ورم میکنه و دردناک میشه....البته چهارمی بهتر از بقیه ست....
شکم و ران و بازوم همه متورم و درناک و کبودن....دارم تحملش میکنم فقط به عشق مادر شدن....
خدایا دردامو ببین و دعا مو بشنو....
برام دعا کنید...دلم ارامش میخواد....
ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98