مادر شوهر

خرید بک لینک

دلم میخواست دیگه درباره اندومتریوز کوفتی ننویسم ولی نمیذاره!

از ۹ شب تا حالا که ۴ و نیم صبح هست دردهای بسیار شدید و فلج کننده ای دارم...و حالا بی صدا دارم از درد جون میدم و امید دارم که کیسه اب گرم یه خرده ارومم کنه تا شدت نگیره و از درد فریاد نزنم... بله متاسفانه ممکنه از درد فریاد بزنم!!!نه که نازک نارنجی باشم ،نه... ولی این بدترین دردیِ که در کل عمرم سراغم میاد و وقتی شدت میگیره ناخواسته سیل اشکهام جاری میشه و صدام بلند...درست مثل زنی که سقط میکنه!!!

این بار با هر باری که این حمله ی اندومتریوزی رو تجربه کردم یه فرق داره، اونم اینکه اروم نمیشه...

همیشه حمله ی درد وحشتناک میومد وبا مسکن و کیسه ابگرم هر طور بود ارومش میکردم...ولی این بار از صبح دردهای ریز داشتم و بعد یکهو شدید شد و با کیسه کمی کمتر شد ولی قطع نشد تا حالا که دوباره بسیار شدت گرفته و به سختی تونستم کیسه رو برای خودم پر کنم و بذارم رو دلم...

به خوبی حس میکنم که اوضاع چقدر بدتر ار سابق شده، سمت راستم کاملا درگیر شده و دردهاش مثل سمت چپِ...و دردهایی غیر قابل شرح!!

جای جای دلم و پهلوم تا قفسه سینه م داره از درد منفجر میشه، حتی نمیدونم کیسه رو دقیقا کجا بذارم که اروم بشم...

من نمیدونم چرا بابتش باید چنین معده درد وحشتناکی سراغم بیاد! وقتی میگم عجیبه برای همین میگم، در حالی که شدیدترین درد رو دارم چنان معده دردی میگیرم که هیچ وقت تجربه نکردم...حتی قفسه سینه و اطراف قلبم درد میکنه...

نمیدونم تا کی میخواد اینطور ازارم بده و امونم رو ببره...این حملات درد ،وحشتناکتر از چیزی هستن که بشه تحمل کرد و دم نزد، کاش میشد اخریش باشه...ولی نیست و هر بار بدتر و عجیبتره...

*چقدر بد که الان ژلوفن نداریم مامان میکرویی...

ما را در سایت مامان میکرویی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 14:06

صفحه بندی