قربون دوست جونام برم که پیگیر ننوشتنم هستین![]()
راستش هیچ خبری نیست که بخوام بنویسم...خودمم حس و حال ندارم، از انتظار خسته شدم و یه جورایی بشدت کلافه ام...
هر بار که زنگ میزنم میگن شاید فردا زنگ بزنیم ولی هنوز خبری ازشون نشده...
خانواده ها هم مدام تماس میگیرن که چی شد پس!! دیگه نمیدونم چی بگم بهشون...
اگه تا اخر هفته خبری نشه میرم زادگاه که اربعین اونجا باشم و حال و هوام عوض بشه...
از بلاتکلیفی متنفرم،حتی نمیدونم فردا چی قراره پیش بیاد...کاش همون اول میگفتن برو شش ماه دیگه نوبتت میشه...نه که اینجوری پا در هوا نگهمون دارن...اه...
*دلم فقط غرغرای تکراریم رو میخواد و بس...
*کسی هست داوطلب بشه کتک کاری کنیم خالی بشم؟![]()
*چه پستی نوشتم من![]()
ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 123