دیروز عصر رفتم ابن سینا...مثل سیکل قبلی پر بودم از هیجان...چون نوبت عصر رفتم خیلی خلوت بود... بعد از دو نفر نوبتم شد...
دکتر کریمی پرونده رو مرور کردن و یه سری سوال درباره مشکلات ایمنی انعقادیم پرسیدن و اینکه چرابابت کیست و اندومتریوزم لاپارا نشدم ....
یک سری ازمایشات روتین مثل ایدز و هپاتیت و تیروئید هم برام نوشتن که چون باید ناشتا میبودم ،اونجا انجامشون ندادم....ولی پاپ اسمیر رو اونجا دادم...
قرار شد از روز دوم پ ال دی رو شروع کنم و 12 تا از قرص رو که خوردم با اقای همسر اونم شیفت صبح بریم کلینیک....که هم ازمایشاتم رو ببرم ببینن که اگر انشالله مشکلی نبود دستور ادامه سیکل رو بهم بدن و هم با همسرم بریم و رضایتنامه انتقال جنین ها رو امضا کنیم...
دستور سرم رو هم شکر خدا برام نوشت و پردنیزولون رو هم گفت طبق دستور دکتر توکلی یک ماه قبل از انتقال شروع میکنن که موند تا ویزیت بعدی دستورش رو بهم بده...خیالم بابت داروهای ایمنیم راحت شد...نه تکرار ازمایش خواستن نه ادا دراوردن برای تجویز داروها....
هپارین رو هم گفتن همزمان با استرادیول شروع کنم....منم گفتم بله سری پیشم همینجوری شروع کردم....ولی کاش میگفتم دیرتر شرع کنن...مثلا دو سه روز قبل انتقال...خیلی سخته دو هفته بیشتر روزی دو تا هپارین زدن....حالا ویزیت بعدی اینم میگم شاید قبول کردن...
و اینکه مثل دفعه قبل قراره برام بلاست انتقال بدن...هر چند که خودم تمایلی به بلاست کردن جنین ها نداشتم....ولی خب چیزی نگفتم و قبول کردم...
دلم میخواد زود این مدت بگذره و انتقال انجام شه ...نمیخوام به چیزای بد فکر کنم ولی خیلی نگرانم که یه وقت زبونم لال جنینام از فریز درنیان یا تو بلاست از بین برن...
با وجود تمام این نگرانی ها خیلی امید دارم که مثبت بشه....تفاوت این سیکل با قبلی هم اینه که دو ماهه به تجویز طرازی دارم ب 6 ب12 کلسی کر و اسپرین میخورم....و قراره سرم و پرد هم داشته باشم...
انشالله بچه یا بچه هایی که تو تقدیرمون هستن بین همین چندتا جنین باشن و عمرشون به دنیا باشه...
ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114