اگه خدا بخواد تصمیم گرفتم دو ماه دیگه برم برای اننقال...به توصیه پادمهر قرار بود سه ماه ال دی بخورم تا پری نشم...البته در صورتی قصد ادامه درمانم رو نداشته باشم....ولی خب شکر خدا پولش جور شده و میخوام برم دنبال کارای انتقالم...ولی به توصیه طرازی باید دو ماه قبل از انتقالم یک سری قرص وامپول برای کنترل مشکل انعقادیم داشته باشم و من از امروز اونا رو شروع کردم...
الان بسته دوم ال دی رو دارم میخورم تموم که شد میرم ابن سینا تا پیگیر کارهام بشم...فکر میکنم باید ال دی رو با همین دو بسته تموم کنم و پری بشم و بعد دوباره ال دی بخورم...یک سری از ازمایشات که شش ماه اعتبار دارن و من حدود دو سال هست انجامشون دادم باید تکرار بشن...ازمایشات ایمنیم رو نمیدونم بعد یک سال و نیم قبول دارن یا نه...کاش این یکی تکرار نخواد که هزینه ش سرسام اور هست و همون یکبار رو هم به سختی انجام دادم...
انتقال اولم از چند ماه قبلش فوق العاده استرس داشتم...بخاطر مشکلات متعددی که پیش اومد و فاصله ای که بین درمانم افتاد من کمتر به درمان فکر کردم، حس میکردم برای انتقال دومم استرس خاصی نداشته باشم...
ولی کاملا اشتباه کردم...از روزی که تصمیم گرفتم برم دنبال انتقالم هزار جور فکر توی سرمه...
همش میگم نکنه من همه کارامو بکنم سرمم رو بزنم و جنینام از فریز درنیان...دوباره چطور اون همه امپول رو بزنم...بازم قراره تنم کبود شه...نکنه بازم منفی شه و من بخوام دوباره زجر پانکچر لعنتی رو بکشم...و هزار جور فکر دیگه...
میدونم نباید اینجوری باشم و باید بسپرمش به خدا ولی دست خودم نیست...این راه خیلی پر فراز و نشیب هست...خصوصا وقتی هزار جور مشکل داری...
* یکی از دوستای عزیزم میکروی اولش بعد اون همه امپول و پانکچر و بدبختی براش جنین تشکیل نشده بود و گفته بودن باید جنین اهدایی بگیری....ولی اون دوباره شانسش رو امتحان کرده و شکر خدا همه چیز خوب پیش رفته ...الان 5ماهه بارداره اونم دوقلو، دو تا دختر ناناز
...خیلی انرژی گرفتم از شنیدن این خبر...
اگه خدا بخواد دکترا هیچ کاره ان...برام دعا کنید همه چیز خوب پیش بره...ارامش میخوام بدجور...
مامان میکرویی...ما را در سایت مامان میکرویی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98