درد....

خرید بک لینک

شنبه موعدم بود شب لک دیدم...گفتم خب خداروشکر به موقع شدم...

نیمه شب ساعت سه بیدار شدم دیدم درد بدی دارم...بلند شدم رفتم دستشویی تا نشستم یه درد بد توی واژن و رحم و مقعدم پیچید..

هر لحظه هم درد شدید و شدیدتر میشد...ذره ای هم خون نمی اومد...حس میکردم رحمم پره و الانه که بترکه..هر چی زور میزدم چیزی دفع نمیشد....

دردم انقد شدید شد که نتونستم بشینم رفتم روی توالت فرنگی نشستم و چنگ میزدم به شیر اب...

دیگه حالم داشت بهم میخور...به زور رفتم بیرون و همسری رو بیدار کردم...گفتم یه ژلوفن بده...دردم خیلی خیلی شدید شده بود...کمرم دولا مونده بود و ضجه میزدم از درد...(یه 20 لیتری گریه کردم )

تمام تنم رعشه گرفته بود..چنان میلرزیدم که نمیتونستم حرف بزنم..حتی توان حرکت پاهامم نداشتم انقد رحمم درد داشت..خلاصه که رفتیم درمانگاه نزدیک خونمون....یه سرم و چند تا امپول بهم زدن....حالم طوری بود که شوهرم به زور از زیر بفلم گرفت بردم درمانگاه...اونجا هم بابدبختی و ناله و گریه تونستم بخوابم رو تخت....

دردم کمی افتاد...صبحش دوباره درد کمی داشتم و به شدت سرگیجه داشتم و بی حال بودم...

الانم روزی سه تا مفنامیک میخورم و دو تا ژلوفن ولی باز درد دارم...نمیتونم دست بزنم به رحمم

الانم میخوام برم سونو بشم...دعا کنید چیزی نباشه...خیلی میترسم از اینکه اندومتریوزم شدید شده باشه...

دو سال پیش دکتر نصر بهم گفت کمی تخمدان چپت درگیر اندومتریوز هست... حالا نمیدونم چی شده...

البته یه سه سری هست که قبل پری دردای شدید مقعد میگیرم ولی این دفعه دیگه وحشتناک بود....

به همسری میگفتم قطعا دارم سقط میکنم....وگرنه این دردا طبیعی نیست....

مامان میکرویی...

ما را در سایت مامان میکرویی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:29

صفحه بندی