حس خوب...

خرید بک لینک

دیشب با همسر جان رفتیم عکسامونو گرفتیم...

یکیشو روی تخته شاسی کوچیک زدم به دیوار اتاق خواب ،بالای آینه....

ساعت یازده از خواب بیدار شدم و رفتم جلوی آینه...دیدم همسر جان یه یادداشت گذاشته زیر عکس...

کلی جملات عاشقانه برام نوشته و ازم تعریف کرده...نوشته با دیدنت تو این عکس ذوق کردم...

خدا میدونه که چقدر حالم خوب شد با این کارش...یک دنیا حس خوب تو وجودم تزریق شد...

یادداشت جلو رومه و هر بار با دیدنش از ته دلم ذوق میکنم و لبخند میزنم...

خدایا شکرت برای داشتن همسر نازنینم...

خدایا شکرت برای حس خوبی که بینمونه...

ما عاشق نشدیم و با عشق ازدواج نکردیم، ولی روز به روز بیشتر دلبسته ی هم میشیم...

خدایا خودت از احوالم با خبری، خودت ختم به خیرش کن...

* مربای به روی گاز در حال پختنه و خونه بوی بهشت میده...

مامان میکرویی...

ما را در سایت مامان میکرویی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 6:45

صفحه بندی