
بعد مدتها امروز با بهزیستی تماس گرفتم...کارشناسمون گفت الان زنگ میزنم مرکز خبر میگیرم...دوباره تماس گرفتم میگه فعلا برای شهرستان شما بچه نداریم!!! ولی دلم روشنه تا عید بچه ت پیشته...این دقیقا عین جمله...
ادامه مطلب
مامان میکرویی - روزهای انتظار خوش آمدید روزهای انتظار امروز شش روزه که جوجه هام اومدن تو دلم...نمیدونم جاشون چطوره؟هنوز اونجان و خوبن؟تونستن خونشون رو بپذیرن؟جایی که باید نه ماه بهش وصل باشن رو پیدا کردن یا نه؟کاش میشد بدونم اون تو چه خبره؟ روزای اول بی دغدغه و سرخوش بودم.. ولی هر چی میگذره سرخوشی کم و کمتر و دلشوره بیشتر و بیشتر میشه... روزای اول خوشحال بودم که انقدر حالم خوبه و تنشی تو وجودم نیست...ولی الان نمیتونم اروم باشم...روزی هزار بار دارم میشمرم که چند روزه اومدن تووجود من؟چند روز دیگه سرنوشتم مشخص میشه؟ همسر جان که رسما خودش رو بابا میدونه و نمیذاره من کاری کنم که نی نی هاش اذیت نشن...همش فکر دو قلو بودنشونه...بر عکس منکه میگم یکی باشه تا بتونم براش...
ادامه مطلب
فردا روز ازمایشمه روز سرنوشتمه...چند روزه که نه درست خوابیدم و نه لحظه ای ارامش داشتم....طفلی همسری رو هم دیوونه کردم...بسکه گفتم یعنی چی میشه....بسکه دلم میگیره... حال و احوالم سینوسی شده....یه روز خوب و مثبتم یه روز خیلی افتضاح و منفی.... دیروز افتضاح بودم...میخواستم برم ازمایش بدم ولی همسر جان مخالفت کرد...گفت بذار همون پنجشنبه میریم... راستش خودمم ترسیدم....از چیزی که قراره دستم بدن ترسیدم.... بهم نگید چرا منفی هستم و دارم منفی فکر میکنم...واقعا دست خودم نیست و نمیدونم چرا همه ی حسم میگه ازمایشم منفیه...یعنی فقط ده درصد امید به مثبت بودنش دارم.... اون امیدمم فقط به خاطر بزرگی خدا و اینکه معجزه ش رو شامل حالم کنه هست.... خب اگه اوضاع خوب بود بی بی چک 2 روز پیشم تا حدودی مثبت میشد...ولی در...
ادامه مطلب
این روزها خوشحالم...یه حس خوبی تو وجودم وول میخوره...بعد از دو سال سختی واسترس و فشارهای روحی و مالی این ماه اوضاع نرمالتر شده... همش میگم خدایا میشه این شکلی بمونه...میشه این روزا همون روزای خوبی باشه که پایان سختی ها قراره باشه...کاش باشه... من و ه...
ادامه مطلب