
سلااااااام سلاااااام سلام به همگی، به وبلاگ قشنگم، به دوست جونام(البته اگه هنوزم کسی اینجا رو بخونه) فکر نمیکردم اننننننقدر دلتنگ اینجا باشم! ولی بودم.... خیلی خیلی یهویی دلم هوای وبلاگ رو کرد و دلم خواست که بیام و بخونم و بنویسم،هر چند بعد از این همه وقت نوشتن خیلی سخته... یاد تک تک خاطراتم افتادم، شور و حالی که وبلاگ نویسی برام داشت واقعا خاص و تک بوده و هست... هر روز صبح اولین کارم چک کردن وبلاگم و دوستانم بود... حیف که تلخ شد برام... اگه از پارسای جان بخواید بدونید که باید بگم اقایی شده بر...
ادامه مطلب
چند روزیه بد جور افتادم به غر زدن به خدا...حس میکنم خدا نمیخواد من خوب زندگی کنم...میخواد همیشه تحقیر بشم, زجر بکشم و با اضطراب زندگی کنم...مگه نمیگن سرنوشت ادما دست خودشونه و خودشون زندگیشون رو میسازن...پس چرا هر چقد من دنبال زندگی خوب میرم ازم دورتر و دورتر میشه...مگه نگفته از شما حرکت از من برکت...پس چرا ما هر قدر بیشتر تلاش میکنیم کمتر موفق میشیم....چرا نمیشه یه روز دلمون خوش باشه و بدون غصه باشیم...دارم شک میکنم به همه قوانین عالم...حس میکنم هر چقدر ادم بدی باشی و گناه کردن برات مهم نباشه م...
ادامه مطلب