
دیشب خواب دیدم که دل درد گرفتم...لباسمو زدم بالا دیدم شکمم برامده شده و جای دست و صورت یه جنین از رو شکمم مشخصه...خیلی ذوق کردم...به دختر خواهر شوهرم که تو اتاق بود گفتم ببین من حامله ام....این مثل سونوگرافی هستش دیگه ازمایش لازم نیست که...رفتم به شوهرم گفتم xa0ببین من 4ماهه باردارم و شکمم رو نشون دادم اونم ذوق کرد.... چند دقیقه بعد دیدم روی لباس زیرم چند لکه خون اومد...ترسیدم...بعد گفتم خب فردا میر...
ادامه مطلب
دیشب نزدیکای صبح خواب میدیدم که دارم میرم شهر خودمون برای ویزیت. اونم پیش دکتر یونسی...دکتری که مطبش تو کارگر و سعادت اباد هست و پیش اون ای یو ای شدم... رفتم با کلی مکافات ازش نوبت گرفتم.ولی اون اومده بود خونه پدرم منو ویزیت میکرد...دفترچه مو گرفت و منم شروع کردم از خودم گفتم...گفتم جنین فریز دارم میخوام انتقال بدم..داروهامو نوشت... گفتم هپارینم باید بزنما...نوشت...گفتم سرم هم قراره داشته باشم...گ...
ادامه مطلب